X
تبلیغات
دیار من نائین

دیار من نائین

تنها نائینی، نائین را درمی یابد

کلیدی که چشم از آن بر نمی دارم ...

 

                            

فقط آن کلید است که نمی گذارد ورنه چه عیب دارد غربت که به قول سعدی نتوان مرد به زاری که من اینجا زادم یا به قولی دیگر کجا خوش است ، آنجا که دل خوش است.اما کلید...

وقتی کلید در جیب داری چه غم داری از روزگار که کسی ، نگاهی و دلپذبرتر از آن لبخندی انتظارت را می کشد تا برسی و چشمانی برق بزند از دیدنت که کجا بودی که ساعت ها منتظر صدای چرخیدن کلید در چرخدنده های نه چندان مدرن درب بودیم ، آنجاست که حاضر نیستی کلید زنگ زده ات را با کلید طلایی ویلای غربت عوض کنی و غریب آنجاست که ساعت ها در غربت به دو کلید جای گرفته در حلقه ی جا کلیدی ات می نگری ولی شرط می بندم که اگر تو هم جای من بودی ،بیشتر به همان کلید زنگ زده می نگریستی تا قصر رویایی غربت .نه ، آجر و آهن و چوب دلبسته ات نمی کند بلکه چشمانش دیوانه ات کرده است .کلید سمبل است . سمبل عشق ، همان کلمه ی سه حرفی که در به کار بردنش مانند همیشه در نگارشم محتاطم و همان نیکوترست که بگویم کلید سمبل دلدادگیست .دلدادگی به خاک که چه ظالم است این خاک مقدس که خوب می داند چگونه اسیرت کند ، اسارتی که رهاییش غیر ممکن می نمایاند.

کلید یعنی قدم نهادن در سرزمینی که مادرانه آغوشت کشیده است که اینجاست که به نکته اندیشی آنان پی می برم که وطن را " سرزمین مادری " نام نهاده اند.کلید یعنی نارین قلعه (همان نارنج قلعه ی کودکی ) ، بازار نائین ، سقاخانه ی چهل دختران و ... .کلید یعنی گذاشتن دستان کوچکت در دستان مادر و همراهش رفتن تا سلطان موصله  تا ببینی عزاداری محله ی مادری را .کلید یعنی پیراهن مشکی کوچکی که تن کرده ای و زنجیر کوچکی که به دست گرفته ای تا در کنار پدر در غم آن بزرگ زنجیر بزنی.کلید یعنی " سر دسته کلوان است " های پدر و نیشخندهای مادر و خاله و دایی های باب المسجدی ات.کلید یعنی شب تاسوعا را تا به صبح به خود می پیچی و می لرزی ولی دلت نمی آید رها کنی سنت قدیمی همشهریانت را.کلید یعنی بوی خاص بازار که خودش ، مردمانش و همه چیزش دیوانه ات می کند .کلید یعنی سقاخانه ی چهل دختران که از کودکی از مادر فراگرفته ای که حکایت غریبی داشته و البته دارد و به قول خودش " معجز دارد ".کلید یعنی قدم که به بیرون از خانه که می نهی ، چند نفر هستند که آشنایی دهند ، سلامت کنند یا سلامت را پاسخ گویند که چه زیباست آن لحظه.کلید یعنی قند آب شدن توی دلت به خاطر شنیدن یک جمله ی " کیا شی ؟!" در دیاری به جز وطن. کلید یعنی نوستالژی خواب نیمروزی کنار درب راه پله ی خانه ی مادر بزرگ که گویی پیشرفته تر از مدرن ترین کولرها عمل می کند و البته که صمیمی تر است.کلید یعنی همه ی اینها که در نهایت نوشته ام باید اعتراف کنم که ستمگرانه عاشقم نموده اند و حالا می توانم از همان کلمه ی سه حرفی که اکراه داشتم از بیانش ، استفاده کنم . کلید نه تنها دلداده ام کرده است بلکه به عاشقی بدل گشته ام که جدایی را برایم سخت  و شاید غیر ممکن نموده است.

=============================

پی نوشت:

" داریوش مصطفوی نائینی " به مدیر عاملی باشگاه پرسپولیس منصوب شد.

بعد از آنکه " حبیب کاشانی " توسط " محمد علی آبادی " به استعفا وادار گشت ، هیات مدیره ی باشگاه " داریوش مصطفوی نائینی " را به مدیر عاملی این باشگاه گماشتند که بعد از خبر بد ترک کاشانی از این تیم می تواند خبر خوشی برای هواداران پر شمار این باشگاه باشد.داریوش مصطفوی سابقه ی سالها بازی در تیم های پرسپولیس و استقلال و مدیریت کلان فدراسیون فوتبال را داشته است و در اولین گام افشین قطبی محبوب را به پرسپولیس برگرداند.

امیدوارم این مدیر ورزشی نائینی در کارش موفق باشه و انتظار هواداران تیفوسی پرسپولیس رو بر آورده کنه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 10:37  توسط علی طلعتی نائینی  | 

انتخابات به شیوه ی نائینی

این پست رو از مدت ها پیش آماده کرده بودم ولی به خاطر جو مسموم شهر در ایام انتخابات الان این مطلبو می ذارم.

--------------------------------------------------------------------------------------

به عنوان یک نائینی،این انتقاد را به همشهریان عزیزم  به مانند اکثر ایرانیان وارد می دانم که در طول انتخابات بیشتر به معیار هایی همانند لج بازی و ...توجه می کنند تا شعور سیاسی در امر انتخابات.

بگذارید  تاریخ انتخابات شهرمان را ورق بزنیم تا به خیلی مسائل پی ببریم.

دوره ی چهارم انتخابات مجلس در نائین است.مردم دیگر از راجی و همفکرانش دلزده شده اند ،همین مسئله منجر به بروز پدیدهای نوظهور به نام سید ابوالفضل رضوی می شود که از اهالی نائین نیست ولی به خاطر همسرش این حق را برای خود قائل می داند که کاندیدای حوزه ی انتخابیه ی نائین شود.  او کاندیدای شهرستان  نائین می شود و در انتخابی نزدیک با راجی به عنوان نماینده ی نائین انتخاب می شود.او چهار سال به عنوان نماینده ی مردم  نائین در مجلس شورای اسلامی انتخاب می شود تا در نائین هم به مانند اکثریت نقاط ایران اصلاح طلبان که در آن سالها در میان عوام به نیروهای چپی معروف بودند به قدرت برسند.

دوره پنجم انتخابات مجلس است و این بار کسی در مقابل مهندس رضوی قرار گرفته است که قبلا هم در دوره ای نماینده ی نائین ما بوده است .مهندس طیب که حالا دکتر قابلی در امر فلسفه شده است رو رد روی رضوی می ایستد.او سال ها پیش و بعد از شهادت دکتر حسینی نماینده ی نائین شد .نماینده ای پر جنب و جوش و فعال در مجلس که به نمایندگان شاخص مجلس آن زمان تبدیل می گردد.کسی که با روحیات خاصش ،تند رو قلمداد می گردد .او زمانی در مجلس از سرمایه داران شاخص نائین نام برده است و آنها را در مکانی با الفاظی ناشایست مخاطب قرار داده است که فوق العاده مورد توجه است.نطق های انتخاباتی او مملو از حمله به رقیب است و این مسئله را مردم نائین برنمی تابند و رقیب او این بار با اختلاف چشمگیر آرا نماینده ی نائین می شود ولی این پایان کار نیست چراکه شورای نگهبان این بار وارد صحنه شده ومعتقد است که انتخابات نائین در شرایط سالمی برگزار نشده است و با تلاش عده ای که هم اکنون بیشتر دیده می شوند ،انتخابات نائین ابطال می شود .اتفاقی کم نظیر که مردم شهر آنچنان که باید و شاید از آن راضی نیستند.کافی است که سری به صف های نانوایی و شیر که دیدار گاه قدیمی نائینیان است سری بزنید تا به آسانی به این نکته پی ببرید. همین مسئله به محبوبیت بیشتر سید ابوالفضل رضوی کمک می کند تا در انتخابات میان دوره ای با اختلاف بیشتر آرا به پیروزی برسد.امری که هیچ گاه افرادی که برای ابطال انتخابات نائین به شورای نگهبان رفته بودند ،به آن نمی اندیشیدند.به همین سادگی جناب رضوی دوباره نماینده ی نائین می شود.

دوره ی ششم انتخابات است و هیچ کس نمی داند که قرار است مجلسی جنجالی و معروف تشکیل شود.مجلسی که بعضی ها تا حد جان از آن منفورند و عده ای شیدای آنند.این بار دیگر طیب، رقیب رضوی نیست و جوانی پا به عرصه گذاشته است که  روزگاری در مجموعه ی اداری نائین عهده دار سمت رئیس شبکه ی بهداشت و درمان نائین بوده است.او سابقه ی خوبی در خور و بیابانک دارد و مردم خور که سهم عظیمی در رای نائین دارند ،به او عشق می ورزند.دکتر حسنی جوانی زیرک است و اشتباهات پر شمار مهدی طیب را تکرار نمی کند تا به وجهه ی قابل قبولی در شهر دست یابد،به علاوه مردمان نائین به شیوه ی قدیمی خود بعد از 8 سال از نماینده شان خسته شده اند و به نیرویی تازه احتیاج دارند تا دلزدگی شان رفع شود ،این دکترحسین حسنی است که می تواند توقعات آنان را بر آورده کند ولی ابوالفضل رضوی که استاد تبلیغات و جوسازی است ،به روش خود ورق را به سمت خود بر می گرداند و با اختلاف کم آرا رقابت را از دکتر حسنی می برد.دکتر حسنی هم به مانند اکثر نائینی ها می داند که 4 سال بعد نماینده ی نائین خواهد شد پس 4 سال پیش رویش را از دست نمی دهد و حضور قابل توجهی در شهر و مجامع عمومی اش خواهد داشت.

دوره ی هفتم انتخابات مجلس با تمام ویژگی های منحصر به فردش از راه می رسد.بسیاری از نمایندگان مجلس ششم به خاطر مسائلی که همه می دانیم ،رد صلاحیت شده اند ولی این داستان شامل حال مهندس رضوی نشده است واو می خواهد برای چهارمین مرتبه  نماینده ی شهرستان نائین شود ولی شرایط متفاوتی در شهر حاکم شده است.سید ابوالفضل رضوی دیگر آن قدر ها محبوب نیست و بسیاری از هوادارانش را از دست داده است.ستاد انتخباتی دکتر حسنی مملو بیش از حد تصور شلوغ است و جوانان بسیاری برای او فعالیت می کنند.دکتر حسنی باز هم زیرکانه عمل می کند و به تخریب رقیب دست نمی زند.او می داند که مردمان نائین از جو تخریب و تفرقه می هراسند ،بنابراین تنها به معرفی خود و برنامه هایش می پردازد.به این دلیل و صدها دلیل دیگر است که شنبه شب ستاد سید ابوالفضل رضوی خاموش ترین ستاد انتخاباتی شهرستان لقب می گیرد وهواداران دکتر حسنی به لطف هفت هزار اختلاف رای تا پاسی از شب به جشن و پایکوبی می پردازند تا  دفتر خاطرات دکتر حسنی در اول اسفند سال 1382 با جملاتی سراسر شادمانه و احساسی پر شود و همه ی مردم نائین اشک های او را پس از پیروزی به عنوان خاطره ای خوش از جوانی که به او اعتماد کرده اند به خاطر بسپارند.حالا دیگر دکتر حسنی نماینده ی شهرستان پر افتخار نائین است.

و اما دوره ی هشتم انتخابات با شرایطی شبیه دوره ی هفتم آغاز می شود.باز هم بسیاری از اصلاح طلبان رد صلاحیت شده اند ولی آنچه برای نائین و نائینی یک اتفاق جدید به حساب می آید آنست که سید ابوالفضل رضوی این مرتبه جدا رد صلاحیت شده است.هواداران دکتر حسنی که با این شرایط خود را بی رقیب احساس می کنند و به پیروزی اطمینان دارند ،غرق در شور و شادی هستند غافل از آنکه این بار دادستان اصفهان به نام سید حمید رضا طباطبایی رو در روی دکتر حسنی می ایستد.رقابت داغی بین این دو کاندید در می گیرد و همانند همیشه نائین تنها دو کاندید مطرح در عرصه ی انتخابات دارد.از ویژگی های خاص تبلیغاتی این دوره می توان به تشکیل ستاد بانوان برای چهار کاندیدا اشاره کرد و دیگر اینکه به دستور وزارت کشور نصب پوستر و عکس در فضای شهر ها ممنوع اعلام شده است که به تمیزی فضای شهر کمک زیادی می کند.شرایط تا چهار روز قبل از انتخابات به صورت عادی پیش می رود و افراد شانس چندانی برای طباطبایی قائل نیستند تا اینکه سید ابوالفضل رضوی به نائین می آید و با حضور درستاد قاضی طباطبایی حمایت خود را از او اعلام می دارد.هر چند که حضور سید ابوالفضل رضوی خیلی کوتاه مدت است ولی تاثیر شایانی در جریان انتخابات خواهد داشت.روزهای تبلیغات انتخابات با نطق های پر شمار کاندیداها می گذرد تا 24 اسفند از راه برسد.نمی توانم جو مسموم حاکم بر شهر را کتمان کنم چراکه هواداران هر دو دسته شایعات زیادی در مورد رقیب مطرح می کنند و بسیاری زود باور آنها را باور کرده اند. شیشه ی بسیاری از اتومبیل ها شکسته یا بر روی آنها اسید پاشیده شده است ،در گیری های فیزیکی در شهر اتفاق افتاده  از جمله کتک خوردن پیام خواجویی که با حضور در سریال های رضا عطاران و سروش صحت حالا دیگر برای خودش مشهور شده است.وقتی جمعه شب پیام را با لباس پاره و کبودی زیر چشمانش دیدم بسیار متعجب شدم.مشخصا کتک خورده بود و وقتی ماجرا را از او سوال کردم ،جوابی به من داد که باور کردنش برای من بسیار سخت بود و به دلیل بسیاری نمی توانم آنچه پیمان به من گفت را در اینجا مطرح کنم.دکتر حسنی برنده ی دوباره ی انتخابات می شود هرچند این بار با نزدیک چهار هزار اختلاف رای.باز هم شادی هواداران دکتر حسنی در جمعه شب 24 اسفند 1386 که به وضوح می توانید افرادی را در جمع شادی کنندگان بیابید که هرگز به دکتر رای نداده اند و جالب آنکه این بار با وجود عدم شرکت مهندس رضوی در انتخابات شعارهایی متوجه او می شود که این قبیل مسائل تنها در نائین دیده می شود و بس.اشک های غلتیده روی صورت دکتر حسنی دیشب آغازگر چهار سال جدید در راه سازندگی نائین بود.دکتر حسنی چهار سال دیگر نماینده ی نائین خواهد بود و امیدوارم که با توجه به شناخت امور چهار سال دوم فعالیت او درخشان تر از چهار سال نخست باشد.برای دکتر آرزوی موفقیت می کنم و حالا دیگر برای نائین و نائینیان همگی باید اختلاف های انتخاباتی را فراموش کنیم و دست در دست همدیگر در راه اعتلای شهرستان دوست داشتنی مان  بکوشیم.

---------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:پیام خواجویی ـ نیمه شب شنبه ۲۵/۱۲/۱۳۸۶

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 11:25  توسط علی طلعتی نائینی  | 

دکتر فاطمی نشانه شد...

بعد از مدتی که نبودم در این پست قصد دارم که یکی از بزرگترین مردان تاریخ نائین را معرفی کنم. کسی که تا آخرین قطره ی خون در راه آزادی وطن کوشید و از پا نایستاد :" دکتر حسین فاطمی نائینی ".

----------------------------------------------------------------------------------------------

هیچ کس بی خود نشانه نمی شود، هیچ کس به اختيار خود نشانه نمی شود، نشانه شدن به زور نیست. اين را زمانه می دهد به انسان ها. و کارکرد زمانه چنان نیست که بتوان بر آن اثری نهاد. که اگر چنین بود، انسان در هر کجا که بود و هست، همیشه دعاگو و مرثیه خوان صدها قدرتمندی بود که به عهد خود کوشیده اند تا نامشان بر صحیفه عالم ثبت شود. اما چنین نشده است. آن ها نشانه نشده اند و نام دکتر حسین فاطمی نائینی نشانه شده است.

دکتر فاطمی نشانه شد چون حرمت قلم را می دانست.او روزنامه نگاری فهیم بود که قلم را جز برای بیان درد هموطنانش نمی چرخاند. ستاره،باختر امروز و چندین روزنامه ی دیگری که دکتر فاطمی را در راس خود می دیدند گواه وطن پرستی بی مانند مردی است که سر انجام نیز به همین دلیل به دست مزدوران انگلیس به شهادت رسید.او اولین شماره ی روزنامه ی باختر امروز را با این جمله آغاز نمود:"یا مرگ یا آزادی " و از همان ابتدا با مردم ایران پیمان بست که تا آخرین قطره ی خون در راه آزادی میهن بکوشد .

دکتر فاطمی نشانه شد چون هیچ گاه لب به مجیز گویی صاحبان قدرت نگشود.گفته می شودکه پس از کودتای 28 مرداد روزولت نزد شاه می روند و از او در مورد فاطمی و مصدق می پرسد که شاه در پاسخ می گوید :

در این مورد زیاد فکر کرده ام.مصدق محاکمه می شود.(در این هنگام لب های شاه می لرزید ) و به سه سال حبس محکوم خواهد گشت ولی دکتر فاطمی هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می کنند.فاطمی ،بیش از همه ناسزاگویی کرد .او بود که موجب گشت که مجسمه های من و پدرم سرنگون و خرد شود.او پس از دستگیری اعدام خواهد شد.(کرمیت روزولت-ضدکودتا –صفحه ی 200-201 )

دشمنان ملت از هیچ فردی به مانند دکتر فاطمی نهراسیدند.آنچنان که سام   _ عضو سفارت انگلستان در بیروت _در سی سپتامبر 1953 برابر با هشتم مهرماه 1332 طبق سند شماره ی F0371/104584 می گوید :

«مصدق مطمئنا مشکل ایجاد می کند.به گمانم چون در حمام خون کشته نشد ،تبعید بهترین راه حل باشد.اعدام بی رحمانه ،صرف نظر از غیر انسانی بودن آن ممکن است در مورد مصدق عادلانه نباشد ولی شاید برای " فاطمی " اگر دستگیر شود ،بهترین راه حل باشد.تا زمانی که اینگونه افراد زنده هستند و در ایران به سر می برند،همیشه خطر ضدکودتا وجود دارد،شدت عمل ضروری است ...»

دکتر فاطمی نشانه شد چون حاضر نشد ایران را با امر دیگری به مانند قدرت تعویض کند.دکتر مصدق پس از ملی شدن صنعت نفت از دکتر فاطمی به عنوان پایه گذار و پیشنهاد دهنده ی اصلی این رخداد مهم تاریخی نام می برد واز او با عنوان شهید راه وطن یاد می کند.

دکتر فاطمی نشانه شد چون یک نائینی اصیل بود و ماند.او در اوج شهرت ،باز هم کاندید شورای ملی نائین شد و این را برای خود افتخار می دانست که در خدمت شهری باشد که او را مهربانانه در دامان مهربان خود پرورش داده بود.

 

                                                 190026.jpg

 

از دکتر فاطمی گفتن کتاب ها می طلبد .کسی که یک تنه در مقابل قدرت پهلوی و استعمار انگلستان ایستاد تا ایرانیت خود را به رخ همگان بکشد.اگر دکتر مصدق چاره را برای رهایی میهن در انگیزاندن روحیات ضد انگلیسی شاه می دانست و به همین دلیل به او نزدیک می شد ولی دکتر فاطمی از همان آغاز چاره را برای رهایی میهن در مبارزه با حکومت پهلوی می دید و به همین دلیل بود که حاضر نشد ،ذره ای با حکومت  وقت سازش کند و همین عدم سازشش موجب گشت که خیلی زود با دنیایی سراسر فریب که از آن منزجر بود ،خداحافظی کند.

پایمردی  و شجاعت دکتر فاطمی در راه وطن را هنگام اعدام او در می یابیم.هنگاهی که به تاسی از جد بزرگوار خود امام حسین (ع) ذره ای از مرگ نهراسید وبسیار آموزنده است که بدانید در هنگام مرگ نیز عاملان مرگ خویش را به رهایی از ظلم و طاغوت تشویق می نمود.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

 ".

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 12:58  توسط علی طلعتی نائینی  | 

دیار من را دریابید

 

سلام دوستان.

از امروز می خوام که با وبلاگ(دیار من نائین) جدیدم با شما همراه باشم.خیلی وقت بود که قصد داشتم یه وبلاگ با عنوان نائین و ویژه ی نائینی که خیلی دوسش دارم ایجاد کنم ولی بنا به دلایلی این مسئله به تاخیر افتاد.

خیلیا به من می گن: ناسیونالیست افراطی آخه نائین چی داره که این جوری دوسش داری؟ولی من معتقدم که نائین همه چیزو واسه بزرگ شدن و یکه تاز بودن داره غیر از همت ما نائینیا که بعضی وقتا نم می کشه.به نظر من جفایی که در حق نائین و نائینی شده و داره می شه واقعا تاسف بر انگیزه.حالا خود ما هم اگه شهر عزیزمونو دست کم بگیریم دیگه وااسفا!!!به نظر من اونایی که با نظر بد در مورد نائین حرف می زنن به هیچ وجه نائینو نشناختن که من تو این وبلاگ می خوام نشون بدم به همه که نائین اینه و نائینی چطوریه.می خوام بگم که نائینی تو کجای تاریخ و فرهنگ جا داشته و داره.

وطن مادر مشترک هم ی آدماست و همون طور که نفس های مادر به نفس های فرزندش وابسته است نفس های ما هم به نفس های وطن وابسته است.پس بیایید برای مادر مشترکمون از هیچ امری دریغ نکنیم.

پس اگه با من باشید مطمئن باشید که ضرر نمی کنید. 

----------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:پست های آینده ی من همراه با عکس های جالب و دیدنی از نائین خواهد بود.خوشحال می شم اگه مشتری وبلاگ من بشید.

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 20:36  توسط علی طلعتی نائینی  |